+آره این متن ناتمام نشون میده چون زبانم در توصیف او ناتوان است...
+ادامه مطلب بدون شرح...
ادامه مطلب
|
لحظه پروانگی من خواستار اصلاحاتم!به امید آن روز که خورشید از مغرب طلوع کند
|
||
|
از طلوع او سال ها گذشته بود، روزی پس از ۹ماه و ۱۰روز تصمیم گرفتم اندکی از او فاصله بگیرم تا بتوانم روی همچون ماهش را ببینم هنوزم که هنوز است از تماشایش سیر نمی شوم...
+آره این متن ناتمام نشون میده چون زبانم در توصیف او ناتوان است... +ادامه مطلب بدون شرح... ادامه مطلب روز و تاریخ پرواز شنبه 23 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
از کی و سر چه قضیه ای امید به زندگی ماهی گلی های عید زیاد شده و ما خبر نداریم؟! با کمال تعجب هنوز زنده اند...آره همون فسقلی های بند انگشتی که الان شده اند قد یک کوسه،نه نهنگ نه نه،ماهی هوکی هم که نه اصلا قد یه ماهی قرمز پرروی ۱۰سانتی... میدونی رفیق از وقتی که رفته احساس می کنم اونها سهم هوای او رو می بلعیدند می خواهم از دستشون خلاص بشم...
روز و تاریخ پرواز سه شنبه 19 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
کسی بال های مرا ندیده؟!دلم کوچ می خواهد...
روز و تاریخ پرواز چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
بی تو سازها ناکوک بی تو ملکوت، ناسوت بی تو تن ها در سوگ...
+کلیک کنید،اگر مورد پسندتون واقع شد با عبارات کوتاه "رای می دهم یا می پسندم"نظر دهید ممنون:) "کسی می داند این یعنی چی؟شعرت امروزی و فردایی/ اما فکرکنم خودت دیروزی " روز و تاریخ پرواز شنبه 9 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
حاضرم لذت شنیدن آوای تمام مرغ های آوازه خوان را بدهم تو روزی سه وعده برایم حرف بزنی... ذوق کنی... بخندی... روز و تاریخ پرواز چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
سوتِ سکوت +تازهترین مجموعهشعر طنز سید عباس تربن روز و تاریخ پرواز یکشنبه 3 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
دورود ــ فروردین ۹۱ +با اینکه در مورد این دو کلی حرف دارم اما هیچ نمی نویسم...دوست دارم از زاویه دید شما بهشون نگاه کنم... روز و تاریخ پرواز شنبه 2 اردیبهشت1391 توسط فرزانه جعفری
گفتم خانه ات آباد بگو سیب گفت خانه ات آباد بگو که منو... گفتم دوستت دارم، اول بخواه که باور کنی بعد تلاش کن که درونیش کنی و به یقین برسی هیچ نگفت... لبخند زدم گفت من این چیزا حالیم نیست گفتم دوستت دارم قلب من فکر کنم افتاد... لبخند زد... لبخند زدم...
روز و تاریخ پرواز چهارشنبه 30 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
دوستان لاکی، لاکی دوستان :) روز و تاریخ پرواز شنبه 26 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
" کجایی؟ " وقتی که نیستی می نویسم تو دکمه جستجو را می زنم می آورد دلتنگی، گریه، مرگ... می بینی؟ موتورهای جستجو گر هم این را می دانند
+برای شعوری که در درون عده ای مرده است:رحم الله من یقرء الفاتحة مع الصلواة! روز و تاریخ پرواز چهارشنبه 23 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
"آن مرد دال شد"
آن مرد
هیچ چیز ندارد. از -میم- حرف اول اسمش می ترسد. زیرا که بوی مرگ از آن می آید و میم مثل «منگی» هرجاکه می رود - همه جا- با اوست. مفلوک و منگ و مبهم و مبهوت خود را مرور می کند و می بیند این حرف میم،سخت اضافی ست. می بیند باید رژیم حرف بگیرد یک حرف کم کند تا شاید این شلوغی و خوددرگیری آرام و رخوتی بپذیرد. آن مرد میم اول اسمش را در کیسه ی زباله نمی اندازد یک جای پرت پشت همین قاب آینه - دزدانه- می گذارد و از یاد می برد «رد» می شود که «رد» شده باشد از پشت خاکریز «خود»ش در مخاطره اما هنوز هم محاصره پا بر جاست «خپ»* کرده است زندگی گیج. آن مرد روزها یا در قطار خط یک مترو خودکار می فروشد و مسواک یا عصر سرنهاده به بالین در خانه ای که روی همین خط است با هر تکان رد شدن مترو پی می برد به رابطه ی خود با «مر - دم» و حفظ رابطه با«مر-دم» دنباله ی حیات مکانیکی را تلفیق می کند با میم منگ میم مکافات! آن مرد ـ رد ـ هنوز به خود می گوید این حرف دوم است که انگار با لرزش طنین خودش -ررر- هرجاکه می روم بر ذهن و استخوان و دل من - آوار می شود یا شب به خواب های خودم می آید با «دال» حرف آخر اسمم همواره و مدام کلنجار می رود. آن مرد حرف اول اسمش را در پشت قاب آینه از یاد برده است آن مرد حرف دوم اسمش را حالا کنار باغچه ای چال کرده است آن مرد -دال-شد. محمدعلی محمدی م.ریحان ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ *خپkhep: وقتی نیروهای رزمنده در حد فاصل نقطه رهایی( نقطه شروع عزیمت به سمت دشمن) و نقطه آغاز درگیری متوقف شوند و بنشینند،حالتی به آنها دست می دهد که در نتیجه بی آنکه واقعا ترسیده باشند اراده برخاستن و رفتن را از دست می دهند. خپ در فرهنگ اهل جبهه به همین معناست. * آن مرد دال شد دال بر مردانگی... دال بر در اوج بودن مثل یک عقاب اما خمیده... نه، هرگز... روز و تاریخ پرواز یکشنبه 20 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
از محبت خار ها گل می شودش را نمی دانم اما خودم دیدم که از مهربانی خورشید، خارهایش گل داده بود...
روز و تاریخ پرواز شنبه 19 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
من چشم خورده ام
از دست تمام جهان چقدر بد مزه بود...
+کسی قرص های سبز مرا ندیده؟ روز و تاریخ پرواز چهارشنبه 16 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
"تخم مرغ"
صبح خورشیدی طلوع می کند در ماهی،تا به...غروب رسد گرسنگی ام...
+ماه؟ماهی؟ماهی تابه؟گرسنگی یا که سیری؟از کدامشان پای سخن در میان است... روز و تاریخ پرواز دوشنبه 14 فروردین1391 توسط فرزانه جعفری
خدایا غم های ما را از قلب ها و ذهن هایمان دور کن.هم هایمان را هم... همان غم های کهنه ته ته ته قلبمان...
جوانه امید:
بوی سبزه، بوی تنفس سمی ماهی گلی!بوی خاک، بوی گل های تازه آب خورده،بوی سیب،بوی تو...بوی بهااااااااااااا...ر میااااااااااااا...د همیشه شاد، همیشه خندان باشید دل هایتان بهاری... روز و تاریخ پرواز دوشنبه 29 اسفند1390 توسط فرزانه جعفری
" شکر..."
خانه خراب ام شکوه ای نیست در خانه ای آباد کجا پیدا شود گنجی؟!
+قلبم هزاران قسمت شده اهالی عالمین لطفا مراقب اون سهمی که در دست شماست باشید حتی تو تک درخت بید دور...
روز و تاریخ پرواز دوشنبه 22 اسفند1390 توسط فرزانه جعفری
" تکرار تو " انعکاس می یابی ان ع کاس س س س... آهای یکی نوار کاست قلبم رو برگردونه دلم دلم دلم ت ن گ ـ شاید آن طرف کسی "نت ـ لا " نخواند روز و تاریخ پرواز پنجشنبه 18 اسفند1390 توسط فرزانه جعفری
"باران تو"
می ریزی +منشاء آغاز ها درونی ست...خوب است که می غرد... :) روز و تاریخ پرواز سه شنبه 16 اسفند1390 توسط فرزانه جعفری
دوگانگی دشواری است در گوش کودکانمان می خوانیم: دروغگو دشمن خداست دقایقی بعد با اشاره متوجه اشان می کنیم که بگویند ما خانه نیستیم همه اش تقصیر این تلفن هاست هم این دوگانگی ها هم پررنگ شدن فاصله ها...!
+تلفن ها دروغ می گویند، من هستم، سرم هم خیلی خلوت شده(شاید هم از بس حرص خوردم کچل شدم!) اما دلم صوت و تصویرت را باهم می خواهد صوت بی تصویر فقط دلها را تنگ تر می کند... روز و تاریخ پرواز شنبه 13 اسفند1390 توسط فرزانه جعفری
|
||